X
تبلیغات
رایتل
دیوانگی با یک دنیا عشق
  
 
 

هستم یا نیستم


آرشیو
 
پنج‌شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1382
بخور بخور

چه بخور بخوری راه افتاده
جا همتون خالی از سر شب که با برو بچ زدیم تو خیابون تو این ستادای انتخاباتی چرخ می زدیم
 ببینیم چه خبره اوضاع و احوال بر وفق مراد بود
 این روز اول تبلیغات حالشو داد جاتون خالی بود 2 پرس چلو کباب و 3 تا ساندویچ همبرگرد زدیم تو گوشش جا همتون خالی واسه روح پدر مادرشون هم فاتحه فرستادیم که مشغل ذمبه نشیم
 ما که رای بده نیستیم آخرتمونو خراب نکنیم کله مونم که گرم بود حسابی حالشو داد کلی هم با این جوجه کاندیدا بحث کردیم دیدیم اندازه خر هم بارشون نیست طرف دکترای مردم شناسی داشت هنوز از بافت مردمی منطقه خودش اطلاعات نداشت
 اینو میگن کاندیدای مردمی دمش گرم ولی خدائیش غذاش خوب بود البته خوش تیپم بود اما تو عکس خدا پدر اون فتو شاپ رو بیامرزه که ادمی که ازش 20 کیلو شیره میریزه رو میکنه یه جون خوشتیپ و با کلاس ما قدر خودمونو نمیدونیم
اگر می رفتیم کاندیدا می شدیم لااقل نصف دخترای شهر بهمون رای می دادن می رفتیم نماینده نسوان می شدیم و پرچم فمینیسم رو هم برسر در مجلس آویزون می کردیم
البته اگر از نظر سو شهرت در محل ما رو رد صلاحیت نمیکردن خدا رو چه دیدی شاید دفعه بعد ما رو تشویق کنن کاندید بشیم و رای هم اوردیم اونقت چی میشد به قول این کاندیدا ها یه مملکت توپ واستون می ساختم که برین حالشو ببرین لا اقلش این بود که دیگه جوونا تو خیابون دنبال خانوم نمی افتادن

به هر حال این کاندیدا ها رو تا میشه باید دوشید من که دارم با چند تا ستاد کار میکنم اقلا خرج عشق و حال شب عیدمون در بیاد کسخل تو این مملکت فراوونه فقط باید راهشو بلد باشی اره داشم!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 187332


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها