X
تبلیغات
رایتل
دیوانگی با یک دنیا عشق
  
 
 

هستم یا نیستم


آرشیو
 
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385
وقتی که رفتی....

وقتی که رفتی
پشت پنجره ایستاده بودم وتو در میان رویاهای کاغذی ام قدم میزدی آرام صورتک پشت نقابت را برمیگرداندی تا شاید خنده ها یی صدایت را نبینم
هنوز بعد گذشت سالها من و اون پنجره وهمون رویاهای کاغذی منتظر لکه های وجودت هستیم......


رویاها به واقعیت می پیوندند.....؟؟؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 187332


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها