دیوانگی با یک دنیا عشق
  
 
 
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 

هستم یا نیستم


آرشیو
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت ماه سال 1385
در انتظارآنی که پیشم بیایی

در انتظارآنی که پیشم بیایی 

در انتظارانم که عشقم بمانی

تنها سکوت، در پس سوالهای پی درپی ام می آید

تنها اشک بعد از نامه های هجرانت می بارد

در خشش نگاهت همیشه ماندنی ست

عطش رسیدن به تو مرا از روزگار رها کرده

تو آنی که  لحظه ای  صدای نفست به اندازه ی تمام عمر می ارزد

تو آنی که دیدن چشمانت برایم تسکین دهنده است

  • ای ترنم بهاری گریه کن بگو

  • از لحظه ی هجران از سرنوشت از طبیعت دل مرده ی روزگار

  • از آن بگو که غریبانه ترک شد

  • از آن بگو که مظلومانه محو گردید

آوازی سر دادی از سر غرور که باز هم تو را خواهم دید ...

این گفته ات نیز چون تیری بر قلبم فرو نشست ...

چرا دلم بازیچه هوس های تو شد ..

هنوز هم به یاد روز اول دیدارمان می افتم ...

روز اولی که رقم زدن پایانش با من نبود ...........!!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 90174


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

کاربران حاضر در سایت : نفر
من یه موجود زمینی هستم نمی دونم چرا اومدم ...اساسا با بودن و نبودن مشکل دارم !؟ به هر حال یه روزی یعنی ۱۴ اسفند ۵۹ اومدیم و رفتنمونم با خداست ..
خیلی دوست دارم یه روزی پرواز کنم اما خدا پرشو بهم نمی ده !!
خیلی دوست دارم بتونم عشق و دیوونگی رو از هم جدا کنم اما نمی تونم ؟
دوست دارم ذات آدما رو ببینم اما خدا نخواست که من اینجوری بشم ...
به هر حال هر چی خدا بخواد همون می شه و نه نمیشه تو کارش آورد ....
شناسنامه کامل من...