X
تبلیغات
رایتل
دیوانگی با یک دنیا عشق
  
 
 

هستم یا نیستم


آرشیو
 
یکشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1384
حدمت مونم تموم شد

دوباره اومدیم بعد یه عمر ...

این خدمت مقدس سربازی مگه میزاشت ما فکرمون آزاد شه همش دنبال دو دره بازی و جیم کردن و دم این سرهنگ و اون سرگردو ببین بودیم تا بیایم خونه بگیرین بخوابیم تا صبح فردا که باز بریم تو اون پادگان لعنتی البته حالشو می داد همش شد واسم خاطره چه خوب و چه بد الان که تمام شده می فهمم چه دورانی رو راحت از دست دادم بی خیال دنیا بی خیال همه چیز فقط می خوابیدیم و بیدار می شدیم هیچکی کاری به کارمون نداشت سرمون تو لاک خودمون بود ولی حیف که تموم شد به هر حال دنیا می گن محل گذره راست می گن خیلی هم زود می گذره یه هو می بینی عمرت تموم شد و تو تابوت داری میری سینه قبرستون !!! ( البته دور از جون شما )

به هر حال ....

یه چند وقتی اساسی نبودیم تو این مدت خیلی چیزا عوض شد خیلی ها رفتن و خیلی ها اومدن خیلی ها بزرگ شدن و خیلی ها همون قدی موندن خیلی ها خیلی کارا کردنو خیلی ها خیلی کارا رو که می تونستن انجام بدن انجام ندادن .

به هر حال دیگه تموم شد

می بینمتون امیدوارم پر بار باشم واستون.....


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 187332


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها